• تهران چیتگر خیابان سروناز خیابان گودرزی کوچه هجدهم
  • [email protected]
  • 021-44182743

نوبل شیمی

نوبل شیمی

 

Table of Contents

نوبل شیمی

 

نوبل شیمی یکی از پنج جوایز نوبل است. نوبل شیمی هر سال از سوی آکادمی سلطنتی علوم سوئد اعطا می‌شود. نخستین جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۰۱ میلادی به یاکوبوس هنریکوس وانتهوف دانشمند هلندی برای کشف قوانین دینامیک شیمیایی و فشار اسمزی در محلول‌ها اعطا شد. براساس آمار، تا سال ۲۰۱۱، به ترتیب کشورهای آمریکا (۳۳٫۳٪)، آلمان (۱۸٫۲٪)، بریتانیا (۱۳٫۸٪)، فرانسه (۴٫۴٪) و ژاپن (۳٫۷٪)، پنج کشور برتر از نظر دریافت بیشترین تعداد جوایز نوبل شیمی می‌باشند. همچنین تاکنون ۴ زن موفق به دریافت نوبل شیمی شده‌اند.

 

آلفرد نوبل
آلفرد نوبل
نوبل شیمی
Nobel Prize

 

هم مرزی شیمی با فیزیک و زیست شناسی در نوبل شیمی

 

آغاز سده بیستم، در تاریخ شیمی نیز نقطه عطفی بود. از این رو ، واکاوی جوایز نوبل شیمی در خلال این سده ، تحلیلی از روند های مهم در پیشرفت این شاخه از دانش های طبیعی فراهم خواهد آورد. هدف این نوشته همین است. شیمی جایگاهی در مرکر دانش ها دارد. از یک سو با فیزیک، که بنیاد نظری اش را فراهم می آورد، هم مرز و از سوی دیگر با زیست شناسی همسایه است.

زیرا اندامه های حیاتی پیچیده ترین سامانه های شیمیایی هستند. از این رو این واقعیت که شیمی در آغاز سده بیستم به شکوفایی بسیار رسید پیوند نزدیکی با پیشرفت های بنیادین در فیزیک داشت.

 

نوبل شیمی سر جوزف جان تامسون

 

در سال 1897 سر جوزف جان تامسون از دانشگاه کیمبریج کشف الکترون را اعلام کرد. برای آن جایزه نوبل فیزیک در سال 1906 به او داده شد. او کشف کرد که این ذره ها (آنچنان که او می خواندشان) دارای بار منفی اند. جرمی هزار بار کمتر از اتم هیدروژن دارند. کشف تامسون، بی گمان معنای مهمی برای شیمی داشت.

 

ارنست رادرفورد

 

چون نشان می داد که اتم یک جزء سازنده بخش ناپذیر ترکیب های شیمیایی نیست. اما چند سالی سپری شد تا این کشف به دستاوردهایی در پیوند مستقیم با شیمی بینجامد. در 1911 ارنست رادرفورد که در سال های 1890 در آزمایشگاه تامسون کار کرده بود، مدل اتمی ای ارائه کرد که در آن هسته اتم با بار مثبت بیشتر، جرم اتم را در بر دارد. اما بخش بسیار کوچکی از حجم آن را اشغال میکند.

حجم اتم توسط ابری از الکترون ها که بر گرد هسته می چرخند پدید می اید. رادرفورد پیشتر در سال 1908 جایزه نوبل شیمی را برای کارش در زمینه پرتوزایی گرفت.

 

به زودی دانسته شد که پایداری اتم ها در مدل اتمی رادرفورد با قانونهای فیزیک کلاسیک همساز نیست. زیرا اگر چنان بود الکترونها باید انرژی خود را به صورت تابش الکترومغناطیسی از دست میدادند و سرانجام روی هسته می افتادند.

 

نیلز بوهر

 

نیلز بوهر از دانشگاه کپنهاگ دریافت که برای حل این مسئله سرنخ مهمی را میتوان در خط های متمایزی یافت. این در طیف های اتم ها دیده میشود . قاعده های آن در سال 1890 توسط استاد فیزیک در دانشگاه لوند،یوهانس یان ریدبرگ کشف شده بود. از این رو، بوهر در سال 1913 مدل اتمی دیگری ارائه کرد. در آن الکترون ها تنها در چند مدار دایره ای جای داشتند. در این مدل هنگامی که الکترون از مداری به مدار دیگر گذار میکند نورگسیل یا جذب می شود. بوهر در سال 1922 جایزه نوبل فیزیک را برای کارش در زمینه ساختار اتم ها گرفت.

 

گیلبرت نیوتن لوویس

 

گام دیگری در کار بست ساختار الکترونی اتم ها در شیمی در سال 1916 هنگامی برداشته شد. گیلبرت نیوتن لوویس این اندیشه را پیش نهاد.او معتقد بود پیوند های نیرومند کووالانسی میان اتم ها مستلزم به اشتراک گذاشته شدن دو الکترون میان آن اتم هاست .(پیوند جفت الکترون).

لوویس در ترمودینامیک شیمیایی نیز کار بنیادینی به انجام رساند. درسنامه درخشان او، ترمودینامیک (1923) که با مرل رندال نوشت، یکی از شاهکارهای متون شیمی به شمار می آید. برای جامعه شیمی بسیار شگفتی آور بود که لوویس هیچ گاه جایزه نوبل دریافت نکرد.

هرچند کارهایی که یاد شد یک دهه یا بیش از آن ، پس از کشف تامسون انجام گرفت. اما کارهای مهم بسیاری که در مرز میان فیزیک و شیمی انجام گرفته بود. در سال های 1890 منتشر شد و  سخت مورد توجه نخستین کمیته نوبل شیمی قرار داشت.

 

 وانتهوف ، آرنیوس و استوالد

 

همگان سه تن از برندگان جایزه نوبل ، یاکوب هندریک وانتهوف ، اسوانته آرنیوس و ویلهلم استوالد ، را بنیان گذاران شاخه تازه ای از شیمی یعنی شیمی فیزیک ، به شمار می آورند. با این همه ، در رشته های سنتی تر شیمی ، به ویژه در شیمی آلی و در شیمی ترکیبات طبیعی نیز کارهای بنیادینی انجام گرفته بود.این امر به روشنی در جایزه های آغازین بازتاب یافته است.

کمیته نوبل شیمی از همان آغاز با پاس داشتن آن مرز دیگر، یعنی مرز با زیست شناسی ، و دادن جایزه سال 1907 به ادوارد بوخنر برای پژوهش های زیست شناسی او و کشف تخمیر مستقل از یاخته آینده نگری و آزاد اندیشی فراوانی از خود نشان داد.

 

 

شیوه کار در کمیته نوبل شیمی

 

برابر مقررات بنیاد نوبل ، کمیته های نوبل باید پنج عضو داشته باشند. اما کمیته شیمی در دهه های اخیر با افزودن اعضای وابسته ( پنج تن در سال 1998 ) که از همان حق رایی برخوردارند که اعضای پیوسته دارند، کار آزمودگی خود را گسترش دهد.

تا این اواخر در اینکه عضو های پیوسته چند بار بتوانند برای دوره های سه ساله بازگزیده شوند محدودیت دیگری به جز سن در کار نبود. به گونه ای که برخی اعضا برای مدتی بسیار دراز در کمیته جای داشتند. برای نمونه پروفسور آرنه وستگرن از دانشگاه استکهلم که از 1926 تا 1943 دبیر کمیته های فیزیک و شیمی نوبل بود، از سال 1944 تا 1965 نیز رئیس کمیته شیمی بود .

مقررات کنونی اجازه دو بار بازگزینش را می دهد. بدین سان حداکثر مجموع دوره هر عضو در کمیته نه سال خواهد بود.

در هر سال تنها کسانی را که پیش از 31 ژانویه نامزد شده باشند می توان برای جایزه نوبل آن سال بررسی کرد. از این رو،کمیته نوبل کارش را در پاییز سال پیش از آن با فرستادن فراخوان هایی، آغاز می کند.

 

فراخوان جایزه نوبل شیمی

 

دریافت کنندگان این فراخوانها ، هم برای فیزیک هم برای شیمی عبارت اند از :

عضو های سوئدی و خارجی فرهنگستان سلطنتی علوم سوئد.
عضو های کمیته نوبل فیزیک و شیمی.
برندگان جایزه نوبل در فیزیک و شیمی.
استادان فیزیک و شیمی در دانشگاه های اسکاندیناوی و در موسسه کارولین.
استادانی در این رشته ها در شماری از دانشگاه های بیرون اسکاندیناوی که به روش گردشی توسط فرهنگستان علوم برگزیده می شوند.
دانشوران دیگری که فرهنگستان بر می گزیند تا فراخوانده شوند.

 

تعداد نامزد های نوبل شیمی

 

در سال های آغازین جایزه نوبل ، حدود 300 فراخوان برای نامزد کردن نوبل شیمی فرستاده می شد. اما این شمار در خلال سال ها افزایش یافته است. در سال 1998 به 2650 رسیده بود. شمار پیشنهاد های دریافت شده از 20 تا 40 نامزد در نخستین دهه به 400 تا 500 در سال های 1990 افزایش یافته است.

شمار نامزد ها معمولا کمتر از شمار پیشنهاد هاست. زیرا بسیاری از نامزد ها از چند سو پیشنهاد می شوند . در چند سال نخست تنها حدود 10 دانشمند نامزد می شدند. اما در سال های اخیر این شمار در گستره 250 تا 350 تن بوده است.

فراخوانها برای نامزد کردن ، شخصی است. تاکید می شود که درباره پیشنهاد ها نباید با خود نامزد یا همکاران او گفتگو شود. اما متاسفانه این امر همواره رعایت نمیشود. در برخی سال ها از یک دانشگاه پیشنهاد های بسیاری که همگی عبارت پردازی همانندی دارند، دریافت می شود.

کمیته به شمار پیشنهاد هایی که در مورد یک نامزد دریافت می کند بهای چندانی نمی دهد. مگر آنکه پیشنهاد های مستقلی از دانشگاههای کشورهای مختلفی رسیده باشد. به گفته رئیس کمیته آرنه وستگرن در یک بررسی درباره 60 سال نخست جایزه نوبل شیمی در سال های آغازین چنین نگرشی در کار نبوده است. در واقع اگر دانشمندی در رای گیری بین المللی اولیه توسط شمار زیادی از پشتیبانان پیشنهاد شده بود ، معمولا توسط فرهنگستان نیز برگزیده می شد.

 

نامزدی مشترک در نوبل شیمی

 

بسیار پیش می اید که یک نامزد هم برای فیزیک و هم شیمی ، یا هم برای شیمی وهم پزشکی پیشنهاد می شود . این دشواری در سال 1903 ، هنگامی که آرنیوس هم برای جایزه شیمی و هم برای جایزه فیزیک نامزد شده شده بود، روی نمود. کمیته شیمی در بررسی هایش پیشنهاد کرد که باید نیمی از هر دو جایزه را به او بدهند. اما کمیته فیزیک این اندیشه را رد کرد.

به سبب اینگونه مسئله های مرزی ، امروزه کمیته شیمی نشست های مشترکی با کمیته فیزیک و کمیته فیزیولوژی یا پزشکی دارد.

وستگرن بیان داشت ” اینک همگان بر آنند که آنچه مهم است حکم کردن در این باره است که آیا نامزدها به راستی شایستگی جایزه نوبل را دارند یا نه” .

برای نمونه ، اگر به پیتر میچل ، که جایزه نوبل سال 1978 را در شیمی گرفت، جایزه فیزیولوژی یا پزشکی داده میشد نیز به همان اندازه بر حق بود.

 

وصیت نوبل

 

طبق وصیت نامه نوبل جایزه باید برای کاری که در سال پیش از آن انجام گرفته است داده شود. اما در مقررات کمیته بدین گونه تفسیر شده است که تازه ترین نتیجه ها منظور است. یا کارهای پیشینی که اهمیت آنها تنها به تازگی نمایان شده باشد.

همین قاعده مانع از آن شد که استانیسلائو کانیزارو یکی از نخستین جوایز نوبل را دریافت کند. زیرا کار او در فراهم آوردن جدولی از وزن های اتمی ، که به آشکار کردن سامانه تناوبی کمک کرد ،در میانه سده نوزدهم انجام گرفته بود. نمونه دیگر هنری آیرینگ است که اعضای کمیته نوبل گویا به اهمیت فرضیه او درباره سرعت های واکنش های شیمیایی که در سال 1935 منتشر شد، تا سال ها بعد پی نبردند.

برای جبران آن ، فرهنگستان سلطنتی علوم سوئد در سال 1977 بالاترین درجه افتخار، یعنی مدال زرین برزلیوس را به او داد.

 

نخستین دهه جوایز نوبل شیمی

 

در دو دهه آخر سده نوزدهم کار های بنیادی زیادی در شیمی انجام گرفته بود. به گفته وستگرن ” در چند سال نخست ، تنها دشواری عمده فرهنگستان این بود که ترتیب این دانشمندان برای دادن جایزه چگونه باید تعیین شود” .

 

وانتهوف

 

برای نخستین جایزه در سال 1901 فرهنگستان باید بیست پیشنهاد نامزدی را بررسی می کرد که یازده پیشنهاد نام وانتهوف بود لذا کمیته شیمی نیز او را برگزید.

وانتهوف پیشتر ضمن کار پایان نامه اش در دانشگاه اوترخت در سال 1874 این اندیشه را پیش نهاده بود که چهار والانس اتم کربن به سوی گوشه های یک چهار وجهی منتظم ، جهت یافته است . این همان مفهومی است که بنیاد شیمی آلی نوین را می سازد.

جایزه نوبل بعدی برای کار در زمینه تعادل ها و سینتیک شیمیایی به او داده شد که درباره فشار اسمزی در محلول بود.او آن را در سال 1884 و 1886 ، منتشر کرده بود.

اما هنگام دریافت جایزه در سال 1896  سمت استادی دانشگاه را رها کرد. وی جایگاهی در فرهنگستان علوم در برلین به دست آورد.

وانتهوف در سال 1886 خویش نشان داد که بیشتر ترکیب های شیمیایی حل شده فشار اسمزی ای به بار می آورند. آن برابر است با فشار گازی که می توانند در نبود حلال اعمال کنند. یک استثنای آشکار ، محلول های آبی الکترولیت ها(اسید ها، بازها و نمک های آنها) بود.

 

آرنیوس

 

در سال بعد آرنیوس نشان داد که اگر فرض شود که الکترولیت ها در آب به یون ها تفکیک می شوند، می توان این بی هنجاری را توضیح داد.

آرنیوس اصول مقدماتی فرضیه تفکیکش را در پایان نامه دکتری خود ، در سال 1884 در دانشگاه اوپسالا، ارائه کرد. ولی چندان مورد استقبال هیئت داوری علمی قرار نگرفت. با این همه استوالد از دانشگاه ریگا سخت از آن پشتیبانی کرد. او در واقع سفری نیز به اوپسالا کرد تا همکاری خود را با آرنیوس آغاز کند.

 

 

همکاری آرنیوس و استوالد

 

در سال های 1886 تا 1890 آرنیوس با استوالد ، نخست در ریگا و سپس در لایپزیگ و نیز با وانتهوف در برلین کار کرد. هنگامی که در سال 1903 جایزه نوبل شیمی به آرنیوس داده شد، او از سال 1895 استاد فیزیک در دانشگاه استکهلم بود. او را برای جایزه فیزیک نیز نامزدش کرده بودند.

 

نوبل شیمی استوالد

 

دادن جایزه نوبل شیمی در سال 1909 به استوالد بیشتر به پاسداشت کار او درباره کاتالیز و سرعت های واکنش های شیمیایی بود. استوالد در بررسی هایش ، مشاهداتش را که در پایان نامه او در سال 1878 آمده بود دنبال کرد. او نشان داده بود که سرعت واکنش های کاتالیز شده با اسید ، با مجذور قدرت اسید ، که از راه تیتر کردن با باز اندازه گیری می شود، متناسب است.

کار او برای نظریه تفکیک آرنیوس و برای نظریه وانتهوف درباره فشار اسمزی نیز پشتیبانی فراهم کرد. استوالد بنیان گذار و سر دبیر مجله شیمی فیزیک بود که انتشار آن را همگان آغاز این شاخه تازه در شیمی به شمار می آوردند.

 

امیل فیشر

 

سه جایزه نوبل شیمی در دهه نخست برای کارهای پیشگامانه ای در شیمی آلی داده شد. در سال 1902 این جایزه به امیل فیشر، که در آن هنگام در دانشگاه برلین بود ، برای “کار او در زمینه سنتز قند و پورین”داده شد.

کار فیشر نمونه ای است از علاقه فزاینده شیمیدانان آلی به موادی که از نگاه زیست شناختی مهم اند. این امر بدین سان شالوده ای برای شکل گیری زیست شیمی شد. هنگام اعطای جایزه به فیشر ، او بیشتر تلاش خود را وقف بررسی پروتئین ها کرده بود.

 

آدولف فون بایر

 

تاثیرگذاری عمده دیگر در شیمی آلی ، رونق صنعت شیمیایی بود. سهم اصلی در این زمینه متعلق به آموزگار فیشر، آدولف فون بایر از دانشگاه مونیخ بود. جایزه سال 1905 ” به پاسداشت خدماتش در پیشبرد شیمی آلی و صنعت شیمیایی ،…” به او داده شد. از مشارکت های او در شیمی آلی ، به ویژه تعیین ساختار رنگهای آلی (نیل ، ائوزین) و بررسی ترکیبهای آروماتیک (ترپنها) است.

 

اتو والاخ

 

سومین برنده جایزه نوبلی که در زمینه شیمی آلی کار میکرد اتو والاخ از دانشگاه کوتینگن بود. او مانند فون بایر، در شیمی آلیفاتیک حلقه ای و کافور و دیگر سازنده های روغن های اتری را نیز بررسی کرد . در مراسم دادن جایزه به او در سال 1910 بر اهمیت کشف های او بر صنعت شیمیایی تاکید شد.

 

 

سر ویلیام رامزی

 

دو جایزه از نخستین جوایز، برای کشف عناصر شیمیایی تازه داده شد. سر ویلیام رامزی از دانشگاه لندن جایزه نوبل شیمی سال 1904 را دریافت کرد. او شماری از گازهای نجیب (گروه تازه ای از عناصر شیمیایی واکنش ناپذیر ) را کشف کرد.

نخستین عنصری که جداسازی شد آرگون (نا کنشگر) بود. رامزی در سال 1894 آن را با همکاری لرد رایلی (جان ویلیام استرات رایلی) از بنیاد سلطنتی ، کشف کرد .او به خاطر آن، جایزه نوبل فیزیک در همان سال 1904 را دریافت کرد. جستارهای رایلی درباره چگالی هوا و گازهای دیگر، پایه ای برای این کشف فراهم کرد. سال بعد رامزی هلیم را ، که پیشتر تنها در طیف خورشیدی دیده شده بود، در پرتو افشانی های رادیم یافت. بدین سان نوید بخش جوایزی برای شیمی هسته ای در آینده شد .

در سال 1898 ، با تقطیر جزء به جزء هوای مایع ، نئون (آنکه تازه است)،کریپتون (آنکه نهان است) و زنون (آنکه شگفت است) را نیز کشف کرد.

 

هانری موآسان

 

جداسازی فلوئور ، توسط هانری موآسان از دانشگاه پاریس، جایزه نوبل سال 1906 را برای او به ارمغان آورد.

موآسان در کوشش هایی برای ساختن الماس مصنوعی کوره الکتریکی را نیز ابداع کرد. در جایزه جداگانه از آن یاد شد. این شاید بازتاب تاکید وصیت نامه نوبل است که جایزه شیمی را می توان برای مهمترین کشف یا بهکرد داد.

 

ارنست رادرفورد

 

جایزه نوبل شیمی در سال 1908 به ارنست رادرفورد (از سال 1931 لرد رادرفورد )،استاد فیزیک در دانشگاه منچستر ، برای جستارهایش در شیمی مواد پرتوزا داده شد. پیشتر ، کشف پرتوزایی در سال 1903 با جایزه نوبل فیزیک پاس داشته شده بود .

اما آنچه رادرفورد آشکار ساخت تبدیل عنصری به عنصر دیگر ، رویای دیرین کیمیاگران بود . او در بررسی هایش درباره فروپاشی اورانیم دو گونه پرتو افشانی یافت. او آن پرتو ها را آلفا و بتا نامید. او از راه انحراف آن ها در میدان الکتریکی و مغناطیسی نشان دهد که پرتو های آلفا  از ذره های دارای بار مثبت تشکیل یافته اند.

رادرفورد نشان داد که این ذره ها هسته هلیم اند. این در همان سالی بود که جایزه نوبل گرفت . اهمیت کار رادرفورد برای شیمی آشکار است. پیشنهاد های زیادی نیز دریافت شد که او را برای جایزه نوبل در فیزیک نامزد کرده بودند.

 

ادوارد بوخنر

 

در سال 1897 ادوارد بوخنر ، که استاد دانشگاه توبینگن بود، نتایج کارش را انتشار داد. این نتایج نشان داد که تخمیر قند به الکل و کربن دیوکسید می تواند در نبود یاخته های مخمر نیز صورت پذیرد. پیشتر گمان می شد که یاخته های زنده دارنده نیروی حیاتی ای هستند که فرایند های حیاتی را امکان پذیر می گردانند.

چند تن از دانشمندان برجسته، ازجمله یونس یاکوب برزلیوس و یوستوس فون لیبیگ، از وجود شالوده ای شیمیایی برای حیات جانبداری کرده بودند. اما لویی پاستور از دیدگاه حیاتی ، مصرانه پشتیبان این باور بود که تخمیر الکلی تنها در حضور یاخته های زنده مخمر می تواند روی دهد.

آزموده های بوخنر بی هیچ ابهامی نشان داد که تخمیر بدست آمده از واکنش ها فرایندی کاتالیزی است. برزلیوس برای همه فرایند های حیاتی این اندیشه را پیش نهاده بود.اما بوخنر ماده استخراجی خود را زیماز (آنزیم های مخمر ) نامید. سال 1897 را به  دلیل آزمایش بوخنر سال پیدایش زیست شیمی به معنای درست واژه به شمار می آورند.

در سال 1907 جایزه نوبل شیمی به بوخنر ، که در دانشکده کشاورزی در برلین استاد بود داده شد. پیشبینی آموزگار پیشیبین او، آدولفن فون بایر این بود که “این او را نامدار خواهد کرد ، با وجود آن که از استعدادی درخور یک شیمیدان برخوردار نیست”.

 

نوبل شیمی در سال های 1911 تا 2000

 

واکاوی جوایز نوبل که در خلال سده بیستم در رشته شیمی داده شد آشکار می کند که بالندگی این رشته در پیشرفت در همه شاخه های آن است. اما پیشرفت در شیمی فیزیک و زیر زمینه های آن (ترمودینامیک شیمیایی و دگرگونی شیمیایی ) درساختار شیمیایی ، در چندین زمینه شیمی آلی و در زیست شیمی تا اندازه ای نمایان تر است .

پیداست که مرز های میان زمینه های گوناکون ، گنگ است. از این رو از بسیاری از برندگان جایزه نوبل در چند جا یاد خواهد شد.

 

شیمی عمومی و شیمی فیزیک

 

تئودور ویلیام ریچاردز

 

جایزه نوبل شیمی در سال 1914 به تئودور ویلیام ریچاردز از دانشگاه هاروارد داده شد.او آن را برای “تعیین دقیق وزن اتمی شمار بسیاری از عناصر شیمیایی “دریافت کرد.

بیشتر وزن های اتمی در جدول کانیزارو، پیشتر در سده نوزدهم ، به ویژه توسط شیمیدان بلژیکی ژان سروه استاس تعیین شده بود. اما ریچاردز نشان داد که بسیاری از آنها خطا داشتند، بدین دلیل که استاس با محلول های بسیار پرقدرتی کار کرده بود که موجب هم رسوبی شده بودند.

در سال 1913 ریچاردز کشف کرده بود که وزن های اتمی سرب طبیعی و سربی که در واپاشی پرتوزای کانی های اورانیم تشکیل می شود متفاوت است.

این وجود ایزوتوپ ها را نشان می داد. یعنی اتم های یک عنصر با وزن های اتمی متفاوت که به گونه ای دقیق توسط فرانسیس ویلیام آستن از دانشگاه کیمبریج به کمک طیف نگار جرمی نشان داده شد.

 

فرانسیس ویلیام آستن

 

آستن نشان داد که وزن های اتمی ایزوتوپ های خالص عددهایی درست هستند. به جز هیدروژن که وزن اتمی آن 1.008 است. آستین برای دستاوردهایش جایزه نوبل شیمی را در سال ۱۹۲۲ دریافت کرد. شاخه‌ای از شیمی فیزیک به رویدادهای شیمیایی در سطح مشترک دو فاز، مثلاً جامد و مایع، می پردازد. پدیده ها در اینگونه سدهای مشترک کاربردهای مهمی در سراسر گستره فرآیندهای فنی تا فرآیندهای فیزیولوژیکی دارند.

 

ایروینگ لانگموییر

 

ایروینگ لانگموییر در شرکت جنرال الکتریک بررسی‌های مفصلی درباره جذب سطحی روی سطوح انجام داد. در سال ۱۹۳۲ جایزه نوبل شیمی به او داده شد. او نخستین دانشور صنعتی بود که این افتخار نصیبش می‌شد.

دو جایزه نوبل شیمی برای کار های بنیادینی که در کاربرد روش های طیف بینی در مسئله های شیمیایی انجام گرفته بود داده شده است.

 

گرهارد هرتزبرگ

 

در سال ۱۹۷۱ گرهارد هرتزبرگ، فیزیکدان دانشگاه سسک چوان جایزه نوبل شیمی را برای بررسی های طیف شناختی مولکولی اش (درباره ساختار الکترونی و آرایش فضایی مولکول ها، به ویژه رادیکال‌های آزاد) دریافت کرد. زمینه طیف بینی پیش‌تر با جوایز نوبل فیزیک در سال ۱۹۵۲، ۱۹۵۵ و ۱۹۶۱ پاس داشته شده بود.

 

ریشارد آر.ارنست

 

پرکاربردترین روش طیف  بینی در شیمی، بی گمان NMR (تشدید مغناطیسی هسته) است . جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۹۱ برای (ابداع روش طیف بینی NMR با تفکیک بالا) به ریشارد آر.ارنست از ETH موسسه فناوری فدرال سوئیس در زوریخ داده شد. روش ارنست مشخص کردن ساختار را در محلول مولکول های بزرگ مانند پروتئین و نه بلورها امکان پذیر کرده است.

 

ترمودینامیک شیمیایی

 

نخستین جایزه نوبل در شیمی که به وانتهوف داده شد بخشی برای کار در زمینه ترمودینامیک شیمیایی بود. مشارکت های مهم بعدی در این زمینه نیز با دادن جایزه نوبل پاس داشته شده است.

 

والتر هرمان نرنست

 

در سال ۱۹۲۰ والتر هرمان نرنست از دانشگاه برلین نوبل شیمی را دریافت کرد. او آن را برای کارش در گرماشیمی، با وجود مخالفت ۱۶ ساله آرنیوس با این پاسداشت دریافت کرد. نرنست نشان داده بود که برای یک واکنش شیمیایی می توان ثابت تعادل را از روی داده های گرمایی تعیین کرد. با انجام این کار آن چه او آن را قانون سوم ترمودینامیک می‌نامید ارائه کرد.

این قانون می‌گوید آنتروپی (کمیت ترمودینامیکی ای که میزان بی نظمی در سامانه را نشان می دهد.)، همچنان که دما به سوی صفر می رود، به صفر نزدیک می شود. وانتهوف معادله کنش جرم را در سال ۱۸۸۶ به کمک قانون دوم که میگوید آنتروپی در همه فرآیندهای خود به خودی افزایش می‌یابد به دست آورده بود.

(پیشتر در سال ۱۸۷۶ ویلارد گیبس از دانشگاه ییل را به دست آورد. بی‌گمان شایستگی دریافت جایزه نوبل را یافته بود. اما کار او در جای گمنامی منتشر شده).

برابر قانون دوم گرمای واکنش وسیله اندازه گیری دقیقی برای تعادل شیمیایی بدان گونه که پژوهندگان پیشین انگاشته بودند، نیست.

 

اما نرنست

 

اما نرنست در سال ۱۹۰۶ نشان داد که می‌توان به کمک قانون سوم، پارامترهای لازم را از روی وابستگی کمیت های گرما شیمیایی به دما به دست آورد. نرنست برای اثبات قضیه گرمای خویش( قانون سوم ) اندازه گیری های گرما شیمیایی ای در دماهای بسیار پایین انجام داد.

این گونه بررسی ها در دهه ۱۹۲۰ توسط جی.ان لوویس در دانشگاه برکلی دنبال شد. صورت تازه قانون سوم ارائه شده توسط لوویس را دانشجوی او ویلیام فرانسیس جیوک استوار کرد.

 

ویلیام فرانسیس جیوک

 

او در سال ۱۹۳۳ با ارائه روش مغناطیس سودایی آدیاباتیک دامنه دمای به گونه‌ای تجربی دست یافتنی را گسترش داد. او با این روش توانست به دماهایی برابر چند هزارم درجه بالای صفر مطلق برسد. از این رو توانست برآوردهای بسیار دقیقی از آنتروپی به دست دهد . همچنین نشان داد که می‌توان از روی داده های طیف شناختی آنتروپی را تعیین کرد.

جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۴۹ برای جیوک در ترمودینامیک شیمیایی به او داده شد.

 

لارس انساگر

 

جایزه نوبل بعدی در زمینه ترمودینامیک در سال ۱۹۶۸ به لارس انساگر از دانشگاه ییل داده شد. نوبل او برای مشارکت های عمده در ترمودینامیک فرآیندهای برگشت ناپذیر بود.

 

ترمودینامیک کلاسیک به سامانه‌های در تعادل می پردازد. در آن ها واکنش های شیمیایی را برگشت پذیر می خوانند. اما سامانه های شیمیایی بسیاری برای نمونه، پیچیده‌ترین آنها اندام‌های حیاتی از تعادل بسیار دورند. این واکنش های آنها را برگشت ناپذیر می خوانند .

انساگر در سال ۱۹۳۱ با مکانیک آماری رابطه‌ های دوسویه خوانده اش ، که جریان ماده و انرژی در چنین سامانه‌هایی را توصیف می‌کند به دست آورد. اما اهمیت کار او تا پایان سال های۱۹۴۰ شناخته نشد.

 

ایلیا پریگوژین

 

ایلیا پریگوژین از دانشگاه بروکسل گام دیگری در فرا گسترش ترمودینامیک نا تعادلی به جلو برداشت. برای نظریه او درباره ساختارهای اتلافی جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۷۷ به او داده شد.

 

دگرگونی شیمیایی

 

روش اصلی برای به دست آوردن آگاهی درباره ساز و کار واکنش های شیمیایی سینتیک شیمیایی است.  یعنی اندازه گیری سرعت واکنش تابعی از غلظت های واکنش دهنده ها و وابستگی آن به دما فشار و محیط واکنش.

دو تن از نخستین برندگان جایزه نوبل وانتهوف و آرنیوس پیشتر در سال های ۱۸۸۰ کار مهمی در این زمینه کردند. آنها نشان دادند که برخورد مولکول ها به تنهایی برای آنکه واکنشی رخ دهد کافی نیست. در واقع تنها مولکولهای با انرژی سینتیک کافی دربرخورد واکنش میدهند. آرنیوس در سال ۱۸۸۹ معادله ای به دست آورد. این محاسبه انرژی فعالسازی را از روی وابستگی سرعت واکنش به دما امکان پذیر می کند.

 

آیرینگ

 

با پیدایش مکانیک کوانتومی در دهه ۱۹۲۰ آیرینگ در سال ۱۹۳۵ نظریه حالت گذار خویش را ابداع کرد. او نشان داد که آنتروپی فعال سازی نیز مهم است. شگفت آور است که آیرینگ هیچگاه جایزه نوبل نگرفت.

 

هینشلوود و نیکولایویچ سمنف

 

در سال 1956 سر سیریل نورمان هینشلوود از دانشگاه آکسفورد و نیکولایی نیکولایویچ سمنف از دانشگاه مسکو با هم جایزه نوبل شیمی را برای پژوهش در مورد ساز و کار واکنش های شیمیایی گرفتند.

می‌توان از توضیح هینشلوود در مورد سازوکار واکنش میان اکسیژن و هیدروژن یاد کرد. در حالی که جایزه سمنف برای بررسی های او درباره واکنش هایی موسوم به زنجیری بود. یک حد را در سرعت واکنش ها، سرعتی تعیین می کند که با آن می توان واکنش را آغاز کرد. اگر این کار با آمیختن سریع واکنش دهنده ها انجام گیرد این حد زمانی حدود یک ‌هزارم ثانیه (میلی ثانیه) است.

 

مانفرد آیگن

 

در سال‌های ۱۹۵۰ مانفرد آیگن از دانشگاه گوتینگن روشهای آسایش شیمیایی ابداع کرد. این، اندازه گیری در زمان هایی به کوتاهی یک هزارم یا یک میلیونیوم میلی ثانیه(میکرو ثانیه یا نانو ثانیه) را امکان پذیر می گرداند. در این روشها با تغییر های سریعی در دما یا فشار تعادل بر هم زده می شود. آنگاه گذر به تعادلی تازه دنبال می شود.

 

ناریش و پورتر

 

راه دیگر برای شروع سریع برخی واکنش‌ها نورکافت درخشی است. یعنی آغازش تابش های آنی نور. این روش را رونالد جی.دبلیو. ناریش از دانشگاه کیمبریج و جورج پورتر از 1990 (لرد پورتر) از دانشگاه لندن ابداع کردند. آیگن نیمی و ناریش و پورتر با هم نیمه دیگر جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۶۷ را دریافت کردند.

 

مقیاسهای زمانی میلی‌ثانیه تا پیکو ثانیه آگاهی هایی درباره واکنش های شیمیایی به دست داد. هنگامی که تولید تپ ‌های فمتوثانیه ایه لیزری امکان پذیر شد، آشکار ساختن این که چه هنگام پیوندهای شیمیایی می شکنند و تشکیل می شوند نیز ممکن شد.

 

احمد زویل

 

احمد زویل متولد ۱۹۴۶ در مصر از موسسه فناوری کالیفرنیا جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۹۹ را برای ابداع فمتوشیمی دریافت کرد. او نخستین کسی بود که از راه آزمایش یک حالت گذار را در جریان یک واکنش شیمیایی نمایش داد.

بستگی آزمایش‌های او به اندیشه‌ای در سال ۱۸۸۹ برمی‌گردد. آرنیوس برنده جایزه نوبل سال ۱۹۰۳ این پیش‌بینی مهمی کرد.” در خلال تبدیل واکنش دهنده ها به فراورده ها باید فراورده های میانی (حالتهای گذار) وجود داشته باشد”.

 

هنری توب

 

جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۸۳ به هنری توب از دانشگاه استنفورد داده شد. جایزه ای برای کار درباره سازوکار واکنش های انتقال الکترون به ویژه در کمپلکس های فلزها.

کار توب درباره واکنش های معدنی بود. اما انتقال الکترون در بسیاری از فرآیندهای کاتالیزی که در صنعت به کار می رود و نیز در سامانه های زیست شناختی برای نمونه در تنفس و فتوسنتز. 

 

هرشباخ و یوان تی .لی و پلانی

 

جایزه دیگر برای کار در زمینه سینتیک شیمیایی جایزه ای بود که در سال ۱۹۸۶ به دادلی آر.هرشباخ از ‌هاروارد ، یوان تی .لی از برکلی و جان سی پلانی از تورنتو داده شد.

پرشباخ و دانشجویش لی به کارگیری شارهایی از مولکولها با انرژی و باریکه های مولکولی را عرضه کردند. آنان با تقاطع دادن دو باریکه  توانستند جزئیات واکنش میان مولکول ها در زمان هایی بسیار کوتاه را بررسی کنند. روش مهم دیگری برای بررسی چنین جزئیاتی از واکنش نورتابی شیمیایی فرو سرخ است. پلانی آن را معرفی کرد .گسیل پرتو فرو سرخ از فرآورده‌های واکنش، آگاهی هایی درباره پخش انرژی در مولکول ها به دست می دهد.

 

شیمی نظری و پیوند شیمیایی

 

والتر هایتلر و فریتس لندن

 

مکانیک کوانتومی در سال ۱۹۲۰ مطرح شد.آن، افزاری برای درک بنیادی تر از پیوندهای شیمیایی فراهم کرد. در سال ۱۹۲۷ والتر هایتلر و فریتس لندن نشان دادند که می توان معادله های مربوط به یون مولکول هیدروژن را یعنی دو هسته‌ هیدروژن که در یک الکترون شریکند دقیقاً حل کرد. آنها از این راه نیروی جاذبه میان هسته ها را محاسبه کردند.

 

لینوس پاولینگ

 

برای مولکولهای دربردارنده بیش از سه ذره بنیادی حتی مولکول هیدروژن دارای پیوند دو الکترونی لوویس، معادله را نمی‌توان دقیقاً حل کرد. از این رو ناگزیر باید به روش‌های تقریبی روی آورد. پیشگام در ابداع اینگونه روشها لینوس پاولینگ از موسسه فناوری کالیفرنیا بود. جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۵۴ (برای پژوهش وی در ماهیت پیوند شیمیایی) به او داده شد .

روش پیوند والانس VB ، که پاولینگ در کتاب او مبانی مکانیک کوانتومی که در سال ۱۹۳۵ (با ای.برایت ویلسون پسر، از دانشگاه‌ هاروارد) نوشت موشکافانه توصیف شده است. در سال ۱۹۳۹ در کتاب ماهیت پیوند شیمیایی شرح نا ریاضی فراگیری از آن منتشر کرد.

پاولینگ یک نظریه پرداز بود. اما بررسی های گسترده ای نیز روی ساختار شیمیایی با پراش پرتو ایکس انجام داد. او بر پایه نتیجه های بدست آمده با پپتیدهای کوچک که جزء های سازنده پروتئین ها هستند، مارپیچ آلفا را همچون یک عنصر ساختاری مهم پیشنهاد کرد. جایزه صلح نوبل در سال ۱۹۶۲به پاولینگ داده شد. تاکنون او تنها کسی است که دو جایزه نوبل بی شریک برده است.

 

رابرت اس.مولیکن

 

روش VB پاولینگ نمی‌تواند توصیف بسنده ای از پیوند شیمیایی در بسیاری مولکول های پیچیده به دست دهد. روش فراگیرتری برای پرداختن به این مسئله، روش اوربیتال مولکولی MO ، پیشتر در سال ۱۹۲۷ توسط رابرت اس.مولیکن از دانشگاه شیکاگو ارائه شد. بعدا پژوهنده های بسیار دیگری آن را گسترش دادند. نظریه MO به زبان مکانیک کوانتومی برهمکنش همه هسته ها و الکترون های اتم ها در یک مولکول را بررسی می‌کند.

مولیکن همچنین نشان داد که ترکیبی از محاسبات MO و نتیجه‌های آزمایشگاهی (طیف بینی) افزار نیرومندی برای توصیف تشکیل پیوند در مولکول های بزرگ فراهم می آورند. مولیکن در سال ۱۹۶۶ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد.

 

کنیچی فوکویی و رالد هوفمان

 

شیمی نظری در دریافت ما از ساز و کارهای واکنش شیمیایی نیز سهم چشمگیری داشته است. در سال ۱۹۸۱ کنیچی فوکویی از دانشگاه کیوتو و رالد هوفمان از دانشگاه کرنل (برای نظریه های شان در پیوند با روند واکنش های شیمیایی که هر یک جداگانه ساخت و پرداز کردند.) جایزه نوبل شیمی را شریک شدند. فوکویی در سال ۱۹۵۲ نظریه اوربیتال مرزی را ارائه کرد. بر پایه آن اوربیتال مولکولی اشغال شده با بالاترین انرژی و اوربیتال مولکولی اشغال نشده با پایین ترین انرژی اثر نمایانی بر واکنش پذیری یک مولکول دارند .

هوفمان در سال ۱۹۶۵ همراه با رابرت بی.وودوارد قاعده هایی را بر پایه بقای تقارن اوربیتالی برای واکنش پذیری و فضا شیمی در واکنش های شیمیایی ارائه کرد.

 

رودولف ای. مارکوس

 

رودولف ای. مارکوس از ۱۹۵۶ رشته مقاله هایی تاثیرگذار در زمینه نظریه ای فراگیر برای سرعتهای واکنش های انتقال الکترون منتشر کرد. بررسی آزمایشگاهی آن جایزه نوبلی را در سال ۱۹۸۳ برای توب به ارمغان آورد.

نظریه مارکوس پیش‌بینی می‌کند که سرعت چگونه با نیروی پیش‌برنده واکنش یعنی اختلاف انرژی میان واکنش دهنده ها و فراورده ها تغییر می کند. او دریافت که برخلاف آنچه گمان می‌رود این سرعت به گونه‌ای پیوسته افزایش نمی‌یابد. بلکه از بیشینه‌ای می‌گذرد و به ناحیه  وارونه مارکوس می‌رسد. این بعداً از راه آزمایش تایید شد. جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۹۲ به مارکوس داده شد.

 

والتر کن و جان ای. پاپل

 

آخرین جایزه نوبلی که برای کار در شیمی نظری داده شد در سال ۱۹۹۸ بود. والتر کن از دانشگاه سانتا باربارا و جان ای. پاپل از دانشگاه نورث وسترن آن را دریافت کردند. جایزه برای ابداع نظریه تابع چگالی که محاسبه های تفصیلی ساختارهای هندسی مولکول های پیچیده و نیز نقشه انرژی واکنشهای شیمیایی را آسان می‌سازد، به کن داده شد.

پاپل ریاضیدان “برای ابداع روش های محاسبه در شیمی کوانتومی” جایزه دریافت کرد. پاپل به ویژه برنامه‌های رایانه‌ای بر پایه نظریه کوانتومی کلاسیک و نیز بر پایه نظریه تابع چگالی طراحی کرده است.

 

ساختار شیمیایی

 

ماکس فون لاوئه

 

متداول ترین روشی که برای تعیین ساختار مولکول ها در سه بعد به کار گرفته می شود بلور نگاری پرتو ایکس است. پراش پرتوهای ایکس را ماکس فون لاوئه در سال ۱۹۱۲ کشف کرد. این، جایزه نوبل فیزیک را در سال ۱۹۱۴ برای او به ارمغان آورد.

 

ویلیام براگ و لارنس براگ

 

کاربرد پراش پرتوهای ایکس برای تعیین ساختار بلور را، سر ویلیام براگ و سر لارنس براگ ابداع کردند. آنها با هم جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۱۵ را دریافت کردند.

 

پطرس دبای

 

نخستین جایزه نوبل شیمی برای به کارگیری پراش پرتو ایکس در سال ۱۹۳۶ به پطرس (پتر) دبای داده شد. دبای نه بلورها، بلکه گازها را که الگوهای پراش نامحسوسی به دست می دهند بررسی کرد.

او برای به دست آوردن آگاهی های ساختاری، پراش الکترونی و اندازه گیری گشتاور های دوقطبی را نیز به کار گرفت. گشتاورهای دوقطبی در مولکول هایی که در آنها بار مثبت و منفی به گونه ای یکنواخت پخش نشده (مولکول های قطبی) یافت می شوند. جوایز نوبل بسیاری برای تعیین ساختار درشت مولکول های زیست  شناختی (پروتئین و نوکلئیک اسیدها) داده شده است.

پروتئین ها که امیل فیشر نشان داد زنجیره های درازی از آمینو اسیدها هستند. نخستین گام در تعیین ساختار آنها تعیین توالی این اجزای سازنده است.

 

نوبل شیمی فردریک سنگر

 

فردریک سنگر از کمبریج برای این کار خسته کننده روش هوشمندانه ابداع کرد. او در سال ۱۹۵۵ توالی آمینو اسیدها را برای انسولین گزارش کرد. برای این دستاورد جایزه نوبل شیمی در سال ۱۹۵۸ به او داده شد. سنگر بعدا برای روشی در تعیین پیایند نوکلئوتیدها در نوکلئید اسید ها نیز بخشی از یک جایزه نوبل شیمی دیگر را دریافت کرد. او تاکنون تنها دانشمندی است که دو جایزه نوبل در شیمی گرفته است.

 

ماکس پروتس و سرجان کندرو

 

نخستین ساختارهای بلور پروتئین را ماکس پروتس و سرجان کندرو در سال ۱۹۶۰ گزارش کردند. این دو پژوهنده با هم جایزه نوبل شیمی ۱۹۶۲ را گرفتند. پروتز پیشتر در سال ۱۹۳۷ بررسی رنگدانه اکسیژن بر خون هموگلوبین را با سرلانس براگ در دانشگاه کیمبریج آغاز کرد.  ۱۰ سال بعد کندرو به او پیوست.  بلورهایی از همان گونه در پیوند با رنگدانه ماهیچه میوگلوبین مورد توجه کندرو بود.

این پروتئین ها هر دو غنی از مارپیچ آلفای پاولینگ اند. بدین سبب تشخیص سیمای اصلی ساختارها در تفکیک نسبتاً پایینی که در ابتدا به کار می رفت، امکان‌پذیر شد.

 

فرانسیس کریک جیمز واتسون و موریز ویلکینز

 

در همان سالی که پروتز و کندرو برنده جایزه شدند، جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی (برای کشف هایی در پیوند با ساختار مولکولی نوکلئیک اسیدها…) به فرانسیس کریک جیمز واتسون و موریز ویلکینز داده شد.

 

دوروتی کروفوت هاجکین

 

در سال ۱۹۶۴ دوروتی کروفوت هاجکین برای تعیین ساختارهای بلور پنیسیلین و ویتامین ب ۱۲ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. دو جایزه نوبل شیمی که پس از آن در زمینه بلورشناسی داده شد. برای کار درباره ساختار های مولکولهای نسبتاً کوچک بود.

 

ویلیام ان. لیپسکم

 

ویلیام ان. لیپسکم از دانشگاه هاروارد در سال ۱۹۷۶ جایزه را (برای بررسی هایش درباره ساختارهای بورانها که مسئله پیوند شیمیایی را روشن میسازد.) دریافت کرد.

 

هربرت ای.هاوپتمن و جروم کارل

 

در سال ۱۹۸۵ هربرت ای.هاوپتمن از دانشگاه بوفالو و جروم کارل از دانشگاه واشنگتن دی. سی با هم جایزه را برای( ابداع روش های سرراست برای تعیین ساختار بلورها) گرفتند. روش های آنان به این دلیل سرراست خوانده می‌شود که ساختار را مستقیماً از داده های پراش گردآوری شده به دست می آورند. این روشها در تعیین ساختار شماری از ترکیبات طبیعی همیشه لازم بودند .

 

سر ارون کلوگ

 

کار با میکروسکوپ الکترونی بلور شناختی را سر ارون کلوگ در دانشگاه کیمبریج ابداع کرد.  جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۸۲ به او داده شد. کلوگ با این شیوه ساختار کمپلکس های بزرگ پروتئین نوکلئیک اسیدها مانند ویروس‌ها و کروماتین حامل ژن ها در هسته یاخته را پژوهیده است. بسیاری از مهمترین فرایندهای حیاتی توسط پروتئین هایی که در پیوند با غشاهای زیست شناختی هستند انجام می‌گیرد.

در مورد دو فرایند بنیادین در سوخت و ساز انرژی تنفس و فتوسنتز چنین است. کوشش‌ها برای تهیه بلورهای پروتئین های غشایی برای بررسی های ساختاری سال ها ناکامیاب ماند.

 

نوبل شیمی هارتموت میشل

 

در سال ۱۹۸۲ هارتموت میشل در پژوهشگاه ماکس پلانک در مارتین سرید بود. او پس از رشته‌ ای آزمایشهای موشکافانه توانست یک مرکز واکنش فتوسنتزی را متبلور کند.

آنگاه با همکاری یوهان دایزن هوفر و رابرت هوبر به تعیین ساختار سه بعدی آن کمپلکس پروتئین پرداخت. آن در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. دایزن هوفر، هوبر و میشل با هم جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۸۸ را گرفتند.

 

پیتر میچل

 

میشل بعداً آنزیم پایانی در تنفس را نیز متبلور و ساختار آن را تعیین کرد. دو ساختار او بررسی های تفصیلی انتقال الکترون و جفت شدن آن با پمپ کردن پروتون را ممکن ساخت. اینها ویژگی های بنیادین ساز و کار شیمی اسمزی اند که برای آن پیتر میچل  جایزه نوبل شیمی را در سال ۱۹۷۸ دریافت کرده بود.

 

پال دی .بویر و جان واکر

 

بررسی های کارکردی و ساختاری روی آنزیم ATP سنتاز با ساز و کار پمپ کردن پروتون در پیوند بود. نیمی از جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۹۷ برای پال دی .بویر و جان واکر با هم آن را دریافت کردند.

 

شیمی معدنی و هسته‌ای

 

پیشرفت شیمی معدنی درخلال سده بیستم با جستارهایی درباره ترکیبات کوئوردیناسیون یعنی یک یون فلز مرکزی که شماری از گروه‌های کوردینانسی موسوم به لیگاند آن را در میان گرفته اند در پیوند بوده است.

 

آلفرد ورنر

 

در سال ۱۸۹۳ آلفرد ورنر از دانشگاه زوریخ نظریه کوئوردیناسیون را عرضه کرد. در سال ۱۹۰۵ چکیده بررسی هایش را در این زمینه در کتاب اندیشه های نو در شیمی معدنی نوشت. از سال ۱۹۰۵ تا ۱۹۲۳ دست‌کم ۵ ویرایش از آن چاپ شد. بر پایه نظریه ویلهلم بلومستراند از دانشگاه لوند گمان کرده بودند ترکیباتی که در آنها یک ین فلز به چندین مولکول دیگر (لیگاندها) پیوند می‌یابد ساختاری خطی دارند .

ورنر نشان داد که چنین ساختاری با برخی داده های آزمایشگاهی ناسازگار است. این اندیشه را پیش نهاد که همه مولکولهای لیگاند مستقیماً به ین فلز پیوند یافته اند. جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۱۳ به ورنر داده شد.

جستارهای توب درباره انتقال الکترون که در سال ۱۹۸۳ جایزه برد، عمدتاً با ترکیبات کوئوردیناسیون انجام گرفت. ویتامین های ب ۱۲ همچنین پروتئین های هموگلوبین و میوگلوبین که برندگان جایزه نوبل هاجکین پروتز و کندرو آنها را پژوهیدن نیز در همین مقوله جای دارند.

 

فریتس هابر

 

از نخستین جایزه ها برای کار در زمینه شیمی معدنی جایزه ای بود که در سال ۱۹۱۸ (برای سنتز آمونیاک از عناصر آن) یعنی از نیتروژن و هیدروژن به فریتس هابر از دانشگاه برلین داده شد.

 

راکارل بوش

 

اهمیت این سنتز به ویژه در کاربرد صنعتی آن به صورت روش هابر-بوش است. آن را راکارل بوش همچون بهسازی شیوه اصلی هابر ابداع کرده بود (با وصیت نامه نوبل مقایسه کنید). این روش تولید آمونیاک در مقیاسی بزرگ را ممکن می‌سازد. آنگاه آمونیاک را می‌توان در فرآوری بسیاری مواد شیمیایی نیتروژن دار گوناگون به کار گرفت.

 

هانری بکرل و پیر کوری

 

بوش جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۳۱ را با فردریش برگیوس دریافت کرد. بخش بزرگی از شیمی معدنی در سال‌های نخست ۱۹۰۰ پیامدی از کشف پرتوزایی در سال ۱۸۹۶ بود. برای آن در سال ۱۹۰۳ هانری بکرل در دانشگاه پاریس جایزه نوبل فیزیک را به همراه پیر و ماری کوری دریافت کرد.

 

ماری کوری

 

در سال ۱۹۱۱ ماری کوری جایزه نوبل شیمی را برای کشف عناصر رادیم و پلونیم و برای جداسازی رادیم و بررسی ترکیبات آن گرفت. بدین سان نخستین پژوهنده شد که دو جایزه نوبل برده است. جایزه سال ۱۹۲۱ به فردیک سادی از دانشگاه آکسفورد برای کار در زمینه شیمی ماده های پرتوزا و درباره خاستگاه ایزوتوپ‌ها داده شد.

 

ژولیو کوری و ایرن ژولیو کوری

 

در سال ۱۹۳۴ فردیک ژولیو کوری و همسرش ایرن ژولیو کوری دختر کوری ها پرتوزایی ساختگی یعنی عناصر پرتوزا تازه ای را که بر اثر بمباران ا عنصرهای نا پرتوزا با ذره های آلفا یا نوترون ها تولید می شوند کشف کردند. جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۳۵ برای (سنتز عناصر پرتوزا تازه) به آنان داده شد.

 

هارولد یوری

 

بسیاری عناصر آمیزه‌ای از ایزوتوپ های ناپرتو زا هستند. در سال ۱۹۳۴ جایزه نوبل شیمی برای جداسازی هیدروژن سنگین (دوتریم) به هارولد یوری از دانشگاه کلمبیا داده شد. یوری ایزوتوپهای اورانیم را نیز جدا کرد. کار او پایه مهمی برای جستارهای اتو هان از دانشگاه برلین بود.

 

اتو هان

 

هان در کوشش هایش برای ساختن عنصرهای فرا اورانیم یعنی عناصر با عدد اتمی بالاتر از ۹۲ (اورانیم) با تاباندن نوترون بر اتمهای اورانیم را کشف کرد. که یکی از فرآورده‌های یعنی باریم عنصری سبکتر است. لیزه مایتنر که در آن هنگام از دست نازیسم به سوئد پناه برده و پیشتر نیز با هان کار کرده بود، آغاز کننده آزمایش‌های بمباران اورانیم شد. این رویداد را چنین شرح داده که اتم اورانیم گسسته می‌شود و باریم یکی از فرآورده‌هاست.

 

ادوین ام. مک میلان و گلن.تی. سیبورگ

 

جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۴۴ (برای کشف شکافت هسته های سنگین) به هان داده شد. می‌توان با شگفتی پرسید که چرا مایتنر را در این جایزه سهیم نکردند. خواسته اصلی آن از آزمایش هایش بعداً توسط ادوین ام. مک میلان و گلن.تی. سیبورگ از دانشگاه برکلی برآورده شد. جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۵۱ برای (کشف هایشان در شیمی عناصر فرا اورانیم) آن به آنان داده شد.

 

گئورک فون هوسی

 

به کارگیری ایزوتوپ های پایدار و نیز پرتوزا، کاربردهای مهم نه تنها در شیمی بلکه در زمینه هایی مانند زیست شناسی زمین شناسی و باستان شناسی دارند. در سال ۱۹۴۳ گئورک فون هوسی از دانشگاه استکهلم جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. آن را برای کارش در زمینه بکارگیری ایزوتوپ ها همچون ردیاب که دربردارنده بررسی هایی در شیمی معدنی و زمین شیمی و نیز بر روی سوخت و ساز در اندامهای زنده بود دریافت کرد.

 

ویلارد اف .لیبی

 

جایزه سال ۱۹۶۰ برای روش تعیین سن شیء های گوناگونی ( با خاستگاه زمین‌شناختی یا باستان شناختی) توسط اندازه گیری ایزوتوپ پرتوزای کربن ۱۴ به ویلارد اف .لیبی از دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس داده شد.

 

شیمی آلی عمومی

 

سهم فعالیت در شیمی آلی در مقایسه با دیگر شاخه‌های سنتی شیمی بیشتر بوده است. آن به جوایز نوبل شیمی بیشتری انجامیده است. نخستین جایزه در این زمینه جایزه ای که در سال ۱۹۰۲ به امیل فیشر داده شد. برای پیشرفت هایی در شیمی ترکیبات طبیعی بوده و جداگانه به آنان پرداخت خواهیم کرد.

 

درک اچ.آر.بارتون و اد هاسل

 

 در سال ۱۹۶۹ جایزه نوبل شیمی برای ابداع مفهوم صورتبندی یعنی آرایش فضایی اتمها در مولکول ها که تنها در جهت گیری گروههای شیمیایی بر اثر چرخش برگرد یکی از پیوند ها با یکدیگر تفاوت دارند به سردرک اچ.آر.بارتون از دانشگاه لندن و اد هاسل از دانشگاه اسلو داده شد.

این مفهوم فضا شیمیایی بر پایه آن اندیشه نوآورانه آرایش چهار وجهی چهار ظرفیتی اتم کربن که وانتهوف پیش نهاد استوار است. بیشتر مولکول های آلی با دو صورت‌بندی پایدار یا بیشتر وجود دارند .

 

جان وارکاپ کورنفورد و ولادیمیر پرلوگ

 

جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۷۵ نیز که به سر جان وارکاپ کورنفورد از دانشگاه ساسکس و ولادیمیر پرلوگ از ETH زوریخ داده شد. آن بر پایه پژوهش در فضا شیمی بود. تنها یک ترکیب می تواند بیش از یک صورت هندسی داشته باشد. بلکه واکنش های شیمیایی نیز می توانند در فضا شیمی شان رفتار ویژه‌ای داشته باشند. از این رهگذر فرآورده بسازند که اتم های آن آرایش سه بعدی ویژه‌ای داشته باشد.

این امر به ویژه در مورد واکنش ها در اندامهای زنده درست است. کورنفورد عمدتاً واکنش های کاتالیز شده با آنزیم را بررسی کرده است. از این رو کار او در مرز زیست شیمی جای می‌گیرد.

یکی از مهم ترین موارد مشارکت پرلوگ درباره مولکولهای کایرال است. یعنی مولکولهایی که دو صورت دارند. تفاوت میان آن دو مانند تفاوت دست راست با دست چپ است. واکنش های دارای ویژگی فضا شیمیایی از اهمیت عملی بسیاری برخوردارند. به گونه‌ای که برای نمونه بسیاری از داروها تنها در صورت هندسی ویژه‌ای فعالیت دارند.

ترکیبات آلی فلزی گروهی از مولکولهای آلی را تشکیل می‌دهند. آنها در بردارنده یک پیوند کربن فلز یا بیشتر هستند. بدین سان همتای عالی ترکیبات کوئوردیناسیون معدنی ورنر به شمار می‌آیند.

 

ارنست اتو فیشر و سر جفری ویلکینسون

 

در سال ۱۹۵۲ ارنست اتو فیشر و سر جفری ویلکینسون به طور مستقل گروه کاملا تازه ای از مولکول های آلی فلزی را که ترکیباتی ساندویچی نامیده می‌شوند توصیف کردند. در چنین ترکیباتی یک یون فلز به یک اتم تنها کربن پیوند نیافته است. بلکه میان دو مولکول آلی آروماتیک ساندویچ شده است. فیشر و ویلکینسون با هم جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۷۳ را گرفتند.

 

دانالد جی.کرام و ژان ماری لن و پاریس و چارلز جی .پیدرسن

 

کار روی برهمکنش یون های فلزی با مولکول های عالی با جایزه سال ۱۹۸۷ نیز پاس داشته شد. که به دانالد جی.کرام از UCLA ژان ماری لن از دانشگاه استراسبورگ و پاریس و چارلز جی .پیدرسن از شرکت دوپان داده شد.

این سه پژوهشگر مولکول هایی با ساختار حلقه‌ای سنتز کردند. حفره میان آنها یونهای فلزی گوناگون را به دقت باز می شناسد و پیوند می‌دهد. آنها می توانند برای نمونه میان یونهای دارای بستگی نزدیک به هم مانند یونهای سدیم و پتاسیم تمیز دهند. از این رو در ویژگی های دقیق شان با آنزیم ها همانند می شوند.

نخستین ترکیب از این گونه را پیدرسن در سال ۱۹۶۷ سنتز کرد. بعداً لن و کرام ترکیبات آلی با پیچیدگی فزاینده و دارای حفره ها و قفس هایی که در آنها نه تنها یونهای فلز بلکه مولکول های دیگر نیز پیوند یافته اند ابداع کردند. این پژوهش در سراسر گستره رشته شیمی از شیمی معدنی تا زیست‌شیمی کاربردهایی دارد.

 

جرج ای.اولاه

 

جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۹۴ به جرج ای.اولاه دانشگاه کالیفرنیای جنوبی برای سهم عمده اش در شیمی کربوکاتیون داده شد. پیشتر در دهه های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ شیمیدانان این اندیشه را پیش نهاده بودند. آنها معتقد بودند یون های دارای بار مثبت هیدروکربن ها به صورت فراورده های میانی زودگذر در واکنش های شیمیایی آلی تشکیل می شوند.

با این همه گمان می رفت که کربو کاتیون هایی چندم واکنش پذیر و ناپایدارند که تهیه آنها به مقدار زیاد نا ممکن خواهد بود. جستارهای اولاه که از دهه ۱۹۶۰ آغاز شده بود این گمان را رد کرد. زیرا او نشان داد که با به کارگیری گونه تازه از ترکیبات بسیار اسیدی ابر اسید ها می توان کاتیون های پایدار تهیه کرد. اینک شیمی کربوکاتیون در همه درسنامه های نوین شیمی آلی جایگاه نمایانی دارد.

 

رابرت اف.کرل و هارولد دبلیو.کروتو و ریچارد ای .اسمالی

 

جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۹۶ نیز که به رابرت اف.کرل پسر از دانشگاه رایس سر هارولد دبلیو.کروتو از دانشگاه ساسکس و ریچارد ای .اسمالی از دانشگاه رایس داده شد.این برای پاسداشت به دست آوردن شکل تازه‌ای از ترکیبات کربن بود. این پژوهشگر در سال ۱۹۸۵ ترکیباتی به نام فولرن ها کشف کرده بود. در آنها ۶۰ یا ۷۰ تومن کربن در خوشه هایی به یکدیگر پیوند یافته و به شکل یک توپ در آمده‌اند. نامگذاری فولرن ها از نام یک معمار آمریکایی آر.باک مینستر فولر که گنبدی به شکل توپ فوتبال برای نمایشگاه جهانی سال ۱۹۶۷ مونترال طراحی کرده بود گرفته شده است.

 

شیمی آلی ساخت مواد

 

از مهمترین هدفهای متخصص شیمی آلی این است که بتواند ترکیبات شیمیایی به گونه ای فزاینده پیچیده ای کربن را در ترکیب با عناصر گوناگون دیگر مانند هیدروژن اکسیژن نیتروژن گوگرد و فسفر سنتز کند.

 

ویکتور گرینیارد

 

نخستین جایزه نوبل شیمی در شیمی آلی ساخت، در سال ۱۹۱۲ به ویکتور گرینیارد از دانشگاه نانسی و ویکتور گرینیارد از دانشگاه تولوز داده شد. گرینیارد کشف کرده بود که هالیدهای عالی می‌توانند ترکیباتی با منیزیم بسازند. این ترکیبات که اکنون همگان آنها را واکنشگرهای گرینیارد می‌نامند بسیار واکنش پذیرند. از این رو در کارهای سنتزی کاربرد گسترده‌ای دارند. جایزه به ساباتیه برای ابداع روشی برای هیدروژن دار کردن ترکیبات آلی با در میان نهادن کاتالیزگرهای فلزی داده شد. با روش او می‌توان روغن ها را به چربی‌های سیر شده تبدیل کرد. این برای نمونه در تولید مارگارین و فرآیندهای صنعتی دیگر به کار می رود.

 

اتو دیلز و کورت آلدر

 

در سال ۱۹۵۰ جایزه به اتو دیلز از دانشگاه کیل و کورت آلدر از دانشگاه کلن برای کشف و ابداع سنتز دی ان که واکنش دیلز-آلدر نیز نامیده می‌شود داده شد. در این واکنش که در سال ۱۹۲۸ ابداع شد ترکیبهای آلی ای که دارای دو پیوند دوگانه هستند، (دی ان ها) می توانند مایه سنتز بسیاری از مواد آلی حلقوی شوند.

 

هانس فیشر

 

در دهه هایی که پس از انجام کار اصلی گذشت چندین کاربرد صنعتی برای نمونه در فرآوری پلاستیک ها برای واکنش دیلز-آلدر پیدا شده است. این شاید سبب دیر داده شدن جایزه را روشن می‌سازد. هانس فیشر متخصص شیمی آلی از دانشگاه مونیخ آلمان هنگامی که در سال ۱۹۲۸ همین رنگدانه عالی در هموگلوبین را از مولکولهای آلی ساده‌تری سنتز کرد پیشتر کار با اهمیتی در باره ساختار آن انجام داده بود.

او در توضیح ساختار کلروفیل نیز سهم بسیاری داشت. برای همین دستاوردهای مهم جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۳۰ به او داده شد. فیشر تعیین ساختار کلروفیل را در سال ۱۹۳۵ به پایان رساند. او پیش از مرگش سنتز آن را تقریباً کامل کرده بود .

 

رابرت برنز وودوارد

 

رابرت برنز وودوارد از دانشگاه‌ هاروارد را به درستی بنیانگذار پیشرفته ترین فن نوین سنتز آلی می شمارند. او برای سنتز کامل شمار زیادی از ترکیبات طبیعی پیچیده برای نمونه کلسترول کلروفیل و ویتامین ب ۱۲ روش هایی طراحی کرد. او در سال ۱۹۶۵ جایزه نوبل شیمی را دریافت کرد. اگر مرگ زودرس از پیش نیامده بود، احتمالاً جایزه نوبل شیمی دیگری نیز برای سهمی در ارائه قاعده های وودوارد-هوفمان داشت، در سال ۱۹۸۱ می‌گرفت.

 

هربرت سی.براون و گئورگ ویتیگ

 

کار در شیمی آلی سنتزی در سال ۱۹۷۹ نیز با دادن جایزه به هربرت سی.براون  از دانشگاه پردیو و گئورگ ویتیگ از دانشگاه هایدلبرگ پاس نهاده شد. آنها، به ترتیب برای به کارگیری ترکیب های عالی بوردار و فسفر دار در سنتز عالی ابداع کرده بودند جایزه را دریافت کردند.

 

ایلیاس جیمز کری

 

استاد کار دیگری در سنتز شیمیایی ایلیاس جیمز کری از دانشگاه هاروارد است. او در سال ۱۹۹۰ جایزه گرفت. او تحلیل درخشانی از نظریه سنتز شیمیایی کرده بود. بر پایه آن توانست به سنتز ترکیباتی بپردازد که از نگاه زیست شناختی فعالند. آنها آنچنان پیچیده اند که سنتز آنها پیشتر ناممکن دانسته می‌شد.

 

رابرت بروس مریفیلد

 

جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۸۴ به رابرت بروس مریفیلد از دانشگاه راکفلر (برای ابداع روش های سنتز شیمیایی بر روی یک ماتریس جامد) داده شد.

مریفیلد این اندیشه نوآورانه را به ویژه برای سنتز پپتیدهای بزرگ و پروتئین های کوچک برای نمونه ریبونوکلئاز به کار برد. اما بعداً این اصل در شیمی نوکلئیک اسید نیز به کار برده شده است. در روش های پیشین هر فراورده میانی را باید جدا می‌کردند. این در سنتز هایی که شمار زیادی از مرحله های پی در پی را در برداشت موجب افت شدیدی در بهره کار می شد.

در روش مریفیلد یک شیوه ساده شستشو که فراورده های جنبی و نیز ماده های آغازین باقی مانده را بیرون می برد جانشین ان مرحله های جداسازی شده است. بدین راه از اتلاف های کلان فرآورده‌های واکنش ها جلوگیری می شود.

 

شیمی ترکیبات طبیعی(نوبل شیمی)

 

ریشارد ویلشتاتر

 

سنتز مولکول های آلی پیچیده باید بر پایه شناخت تفصیلی از ساختار آنها استوار باشد. کار آغازین بر روی رنگدانه های گیاهی را ریشارد ویلشتاتر دانشجویی آدولف فون بایر از دانشگاه مونیخ انجام داد.

او یک بستگی ساختاری را میان کلروفیل و همین نشان داد. و آشکار ساخت کلروفیل در بردارنده منیزیم همچون یک جزو سازنده آن است .او جستارهای پیشگامانه نیز بر روی رنگ دانه‌های گیاهی دیگری مانند کاروتنوئیدها انجام داد. برای این دستاورد در سال ۱۹۱۵ جایزه نوبل شیمی به او داده شد .

کار ویلشتاتر زمینه را برای دستاوردهای سنتزی هانس فیشر آماده کرد. افزون بر این ویلشتاتر در فهم چگونگی واکنش آنزیم ها سهیم بود.

 

هاینریش اتو ویلاند و آدولف وینداوس

 

جایزه سال ۱۹۲۷ به هاینریش اتو ویلاند از دانشگاه مونیخ و جایزه سال ۱۹۲۸ به آدولف وینداوس از دانشگاه گوتینگن هر دو در مراسم نوبل در سال ۱۹۲۸ داده شد.

کارهایی که این دو شیمیدان درباره ساختار استروئیدها انجام دادند بستگی نزدیکی به هم داشتند. جایزه ویلاند در درجه نخست برای بررسی‌های او در باره اسیدهای زرداب بود. در حالی که وینداوس بیشتر برای کارش درباره کلسترول و نشان دادن سرشت استروئیدی ویتامین دی جایزه گرفت.

ویلاند پیشتر در سال ۱۹۱۲ پیش از کاری که جایزه بعد نظریه‌ای برای اکسایش زیست‌شناختی ارائه کرد. به موجب آن فرآیند چیره نه واکنش با اکسیژن بلکه خروج هیدروژن (هیدروژن زدایی) است.

 

سر نورمن هارت و پاول کارر و ریشارد کون

 

جستارهایی درباره ویتامینها در سال ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ با دادن جایزه به سر نورمن هارت از دانشگاه بیرمنگام و پاول کارر از دانشگاه زوریخ و به ریشارد کون از دانشگاه هایدلبرگ پاس داشته شدند .

هارت کار برجسته‌ای در شیمی کربوهیدرات‌ها انجام داد. او ساختار حلقه‌های گلوکز را تعیین کرد. او نخستین شیمیدانی بود که ویتامین سی را سنتز کرد. این پایه تولید بزرگ مقیاس کنونی این ماده خوراکی را ساخته است. هارت جایزه را با کارر که ساختارهای کاروتن و ویتامین ای را تعیین کرد شریک شد. کون نیز درباره کاروتنوئیدها کارکرد. او ساختار ویتامین ب ۲ را همزمان با کارر منتشر کرد.او ویتامین ب ۶ را نیز جدا کرد.

 

آدولف بوتنانت و لئوپلد روتسیکا

 

در سال ۱۹۳۹  نوبل شیمی را آدولف بوتنانت از دانشگاه برلین و لئوپلد روتسیکا از ETH زوریخ با هم گرفتند. بوتنانت (برای کارش بر روی هورمون های جنسی) که استرون پروژسترون و آندروسترون را جدا کرده بود پاس داشته شد. روتسیکا ،آندروسترون و نیز تستسترون را سنتز کرد.

 

سر رابرت رابینسون

 

دادن جایزه به کارهای برجسته در شیمی ترکیبات طبیعی پس از جنگ جهانی دوم دنبال شد. در سال ۱۹۴۷ سر رابرت رابینسون از دانشگاه آکسفورد جایزه را برای بررسی هایش درباره ماده های گیاهی به ویژه آلکالویید هایی مانند مورفین دریافت کرد.

رابینسون هورمون های استروئیدی را نیز سنتز و ساختار پنیسیلین را مشخص کرد. بسیاری از هورمون ها ماهیت پلی پپتیدی دارند. در سال ۱۹۵۵ برای سنتز دو هورمون از این گونه وازوپرسین و اکسی توسین جایزه به ونسان دو وینیو از دانشگاه کرنل داده شد.

 

الکساندر آر.تاد

 

سرانجام در این زمینه الکساندر آر.تاد (از سال ۱۹۶۲ لرد تاد) (برای کارش بر روی نوکلئوتید ها و کوآنزیم های نوکلئوتیدی) در سال ۱۹۵۷ جایزه گرفت.

تاد ATP آدنوزین تری فسفات و ADP  آدنوزین دی فسفات انرژی ‌برهای اصلی در یاخته های زنده را سنتز کرده بود. آن، ساختار ویتامین ب ۱۲ و FAD فلاوین آدنین دی نوکلئوتید را تعیین کرد.

 

شیمی تجزیه و دانش جداسازی(نوبل شیمی)

 

شیمیدانان آلی و زیست ‌شیمیدانان همچون بخشی از پژوهش حرفه ایشان در روشهای تجزیه‌ای نیز اقدام می‌کنند. از این رو جایزه‌های نوبل زیادی برای مشارکت های عمده، که تنها ویژه شیمی تجزیه باشند داده نشده است.

 

فریتس  پرگل

 

با این همه جایزه که در سال ۱۹۲۳ به فریتس  پرگل از دانشگاه گراتس برای ابداع روش ریز تجزیه عالی داده شد از اینگونه بود. الاف هامار ستن زیست شیمیدان پزشکی از دانشگاه اوپسالا  به عنوان رئیس کمیته نوبل شیمی تاکید ورزید، کار پرگل برابر وصیت نامه نوبل نکشف که یک بهکرد به شمار می‌آید .

پرگل روشهای موجود برای تجزیه عنصری کمی ماده‌های عالی را به گونه‌ای دیگر سازی کرد. تا بتوان آنها را در مورد مقدار های بسیار اندک به کار گرفت. تا در زمان کار و هزینه صرفه جویی کرد.

 

یاروسلاو هیروفسکی

 

جایزه شیمی تجزیه  نیز در سال ۱۹۵۹ به یاروسلاو هیروفسکی از دانشگاه پراگ برای ابداع روشهای پلاروگرافی در تجزیه داده شد.

در این روش ها یک الکترود جیوه‌ای قطره چکان به کار گرفته می‌شود. تا منحنی های جریان-ولتاژ برای الکترولیت ها تعیین شود.

هر یون معینی در ولتاژ ویژه‌ای واکنش می‌دهد. اندازه جریان، میزان غلظت آن یون را نشان می‌دهد. برای تجزیه سازنده های درشت مولکولی در اندامه های زنده به روش های جداسازی ویژه نیاز است.

 

آرنه تیسلیوس

 

روشی از اینگونه فرا مرکز گریزی است که توسط اسودبرگ از دانشگاه اوپسالا چند سال پیش از آنکه (برای کاهش در زمینه سامانه‌های پاشیده) جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۲۶ به او داده شود ابداع شد. دانشجو اسودبرگ آرنه تیسلیوس کوچ مولکول های پروتئینی در یک میدان الکتریکی را بررسی کرد.

با این روش که الکتروفورز نامیده می‌شود ماهیت پیچیده پروتئینهای خون را نشان داد. تیسلیوس روش تجزیه بر پایه جذب سطحی را که نخستین بار گیاه شناس روسی میخائیل تسوت آن را برای جداسازی رنگدانه‌های گیاهی به کار گرفت. او آن را کروماتوگرافی نامید و آن را بهبود بخشید . در سال ۱۹۴۸ تیسلیوس برای این دستاوردها جایزه نوبل گرفت.

 

آرچر مارتین و ریچارد ال .ام.سینگ

 

چند سال بعد سال 1952 آرچر جی پی.مارتین از دانشگاه لندن و ریچارد ال .ام.سینگ از دانشگاه باکسبرن اسکاتلند برای ابداع کروماتوگرافی تقسیمی جایزه گرفتند. این روش در بسیاری از جستارهای زیست شیمیایی که بعداً جایزه نوبل بردند افزار مهمی بود.

 

بسپارها و کلوئیدها

 

محلول ماده‌های بسپاری و از آن میان سازنده های حیاتی مانند پروتئین ها و پلی ساکارید ها نیز در حالت کلوئیدی اند. یعنی به صورت ذره‌ های معلقی هستند که اندازه آنها یک میلیونیوم تا یک هزارم  سانتی متر است.

 

ریشارد ژیگموندی

 

در مورد بسپار های زیست شناختی هر یک از مولکولها چندان  بزرگ اند که یک تعلیق کلوئیدی می سازند. اما بسیاری ماده‌ ی دیگر را نیز می‌توان به حالت کلوئیدی به دست آورد. نمونه‌ای که بسیار بررسی شده انبوهه های اتم های طلا است. جایزه نوبل شیمی سال ۱۹۲۵ برای نشان دادن سرشت ناهمگن اینگونه سلهای طلا به ریشارد ژیگموندی از دانشگاه گوتینگن داده شد.

او این کار را به کمک فرا میکروسکوپ دستگاهی که با همکاری دانشورانی از کارخانه زایس در ینا ساخت و پرداز کرده بود انجام داد. با این دستگاه میتوان ذره ها و جنبش آنها را به کمک نوری که آنها را عمود بر راستای باریکه نور روشن ساز می پراکند مشاهده کرد.

 

ولفگانگ استوالد

 

ولفگانگ استوالد پسر ویلهلم استوالد برنده جایزه نوبل سال ۱۹۰۹ نیز کارهای آغازین را در شیمی کلوئید ها انجام داده بود. اما آن کار در اندازه این بود که جایزه نوبل برای او به ارمغان آورد.

 

اسودبرگ

 

اسودبرگ نیز که جایزه نوبل شیمی را در سال ۱۹۲۶ گرفت سل‌های طلا را بررسی کرد. او با بکارگیری فرا میکروسکوپ ژیگموندی جنبش براونی (به نام گیاه شناس اسکاتلندی رابرت براون چنین خوانده شده است) ذره های کلوئیدی را بررسی کرد. او نظریه ای را که توسط آلبرت انیشتین در سال ۱۹۰۵ و نیز به طور مستقل توسط ام.اسمولوچوفسکی ابداع شده بود تایید کرد.

بزرگترین دستاورد او ساختن فرا گریزانه بود. او با آن توزیع اندازه ذره ها در سل های طلا را بررسی کرد. همچنین وزن مولکولی پروتئین ها برای نمونه هموگلوبین را تعیین کرد.

 

ژان باتیست پرن

 

در سال 1926 جایزه نوبل فیزیک برای ابداع ته‌نشینی تعادلی در محلولهای کلوئیدی به ژان باتیست پرن از دانشگاه سوربن داده شد.

این روش را بعداً اسودبرگ در فرا گریزانه خود تکمیل کرد. جستارهای اسودبرگ با فرا گریزانه و بررسی‌های الکتروفورزی تیسلیوس سودمند بود.آن، برای نشان دادن این که مولکولهای پروتئین دارای اندازه و ساختار یگانه هستند، بود. این خود پیش نیازی برای تعیین توالی آمینواسیدهای آنها توسط سنگر و کار بلور شناختی کندرو و پروتس بود.

 

هرمان اشتاودینگر

 

در دهه 1920 هرمان اشتاودینگر از دانشگاه فرایبورگ مفهوم درشت مولکول ها را مطرح کرد .او بسپارهای بسیاری سنتز کرد. او نشان داد که آنها مولکول های زنجیره ای درازی هستند.

صنعت بزرگ پلاستیک تا اندازه زیادی برای پایه کار اشتاودینگر استوار شده است. او در سال ۱۹۵۳ جایزه نوبل شیمی را (برای کشف هایش در زمینه شیمی درشت مولکولی) دریافت کرد .

 

کارل زیگلر و جولیو ناتا

 

جایزه سال ۱۹۶۳ را کارل زیگلر از پژوهشگاه ماکس پلانک در مولهایم  و جولیو ناتا از دانشگاه میلان با هم برای کشف هایشان در شیمی و فناوری بسپارها گرفتند.

زیگلر نشان داد که می تواند برخی ترکیبات آلی فلزی را برای حجم انجام گرفتن واکنش‌های بسپارش استفاده کرد. ناتا نشان داد که کاتالیزگرهای زیگلر می‌توانند بسپارهایی با ساختار سه بعدی بسیار منظم تولید کنند.

 

پال جی. فلوری

 

جایزه نوبل برای مشارکت عمده در شیمی بسپار در سال ۱۹۷۴ به پال جی. فلوری از دانشگاه استنفورد اهدا شد. فلوری جستارهایی بنیادین نظری و نیز آزمایشگاهی درباره شیمی فیزیک درشت مولکول ها انجام داد. اما کار او به ساخته شدن بسپار های مهمی مانند نایلون و لاستیک سنتزی نیز انجامید.

 

الن جی.هیگر و الن جی مک دیارمید و هیدکی شیراکاوا

 

در سال ۱۹۷۷ مقاله ای با عنوان (سنتز بسپارهای عالی رسانای الکتریکی مشتق های هالوژنی پلی استیلن.) در مجله انجمن شیمی آمریکا پیام گذاری‌های شیمیایی منتشر شد. نویسندگان این مقاله الن جی.هیگر از دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا الن جی مک دیارمید از دانشگاه پنسیلوانیا و هیدکی شیراکاوا از دانشگاه تسوکوبا ژاپن جایزه نوبل شیمی سال ۲۰۰۰ را برای این کشف گرفتند.

بسپار های رسانا تاکنون به شماری کاربرد ها مانند فتودیود ها و دیودهای نورگسیل انجامیده است. آن قابلیت آن را دارد که در آینده ریز الکترونیکی که بر پایه ماده های پلاستیکی استوار باشد پدید آورد.

 

زیست شیمی (نوبل شیمی)

 

سرآرتور هاردن و هانس فون اویلر-کلپین

 

دومین جایزه نوبل برای کشف هایی در زیست شیمی در سال ۱۹۲۹ داده شد. سرآرتور هاردن از دانشگاه لندن و هانس فون اویلر-کلپین از دانشگاه استکهلم برای جستار هایشان درباره تخمیر قند ( دنباله مستقیم کار بوخنر به شمار می رفت. او در سال ۱۹۰۷ جایزه گرفته بود.) با هم جایزه را دریافت کردند.

 

سرآرتور هاردن و ویلیام جان یانگ

 

هاردن با همکار جوانش ویلیام جان یانگ در سال ۱۹۰۶ نشان دادند که تخمیر نیاز به ماده‌ای تراکافت پذیر به نام کوزیماز که بر اثر گرما از میان نمی‌رود دارد. هاردن و یانگ  همچنین نشان دادند که فرایند پیش از آنکه همه قند (گلوکز) مصرف شده باشد متوقف می شود. اما با افزودن فسفات معدنی دوباره آغاز می‌شود. آنان این اندیشه را پیش نهادند که در مرحله های آغازین تخمیر هگزوز فسفاتها تشکیل می شوند.

 

فون اویلر

 

فون اویلر کار با اهمیتی درباره ساختار کوزیماز انجام داده بود. در آن نشان داده شده که نیکوتین آمید آدنین دی نوکلئوتید است.

شماره برندگان فقط می‌تواند سه تن باشد. ممکن است چنین به نظر آید که بهتر بود یانگ نیز در جایزه سهیم می شد. اما کشف اویلر همراه با کارل میربک منتشر شده بود. شمار برندگان نیز به سه تن محدود است .

 

جیمز بی.سامنر

 

جایزه نوبل بعدی در زیست شیمی در سال ۱۹۴۶ برای کار در زمینه پروتئین داده شد. جیمز بی.سامنر از دانشگاه کرنل (برای کشف این که آنزیم ها را می‌توان متبلور کرد.) نیمی از جایزه را دریافت کرد.

 

جان اچ نورتروپ و وندل ام.استانلی

 

جان اچ نورتروپ و وندل ام.استانلی هر دو از پژوهشگاه راکفلر با هم نیم دیگر را برای تهیه آنزیم ها و پروتئین های ویروس ها به صورت خالص گرفتند.

سامنر در سال ۱۹۲۶ آنزیم اورآز را از باقلای هندی متبلور کرد. او گفته بود که آن بلورها پروتئین خالص اند. ادعای او با ناباوری بسیاری رو به رو شد. چون گمان می کردند که آن بلورها نمک‌های معدنی هستند که آنزیم ها در آنها جذب شده است.

به هر رو تنها چند سالی پس از کشف سامنر، نورتروپ توانست سه آنزیم گوارشی پیسین تریپسین و کیموتریپسین را متبلور سازد. با آزمایشهای موشکافانه نشان دهد که آنها پروتئین خالص اند. استانلی کوشش های خود را برای خالص سازی پروتئین ویروس ها  در دهه ۱۹۳۰ آغاز کرد.

اما تا سال ۱۹۴۵ بلور ویروس‌ها را به دست نیاورد. آنگاه به دست آمدن این بلورها امکان آن را فراهم ساخت که نشان داده شود که ویروس ها کمپلکس های پروتئین و نوکلئیک اسیدند. بررسی های پیشگامان این سه پژوهنده پایه شمار بسیار زیادی از ساختارهای تازه بلورهای درشت مولکول های زیست شناختی را می سازند. نتایج آنها در نیمه دوم سده بیستم منتشر شده است.

چندین جایزه نوبل شیمی برای کار در زمینه فتوسنتز و تنفس دو فرآیند اصلی در سوخت و ساز انرژی موجودات زنده داده شده است.

 

ملوین کالوین

 

در سال ۱۹۶۱ ملوین کالوین از دانشگاه برکلی جایزه را برای روشن سازی جذب کربن دی اکسید در گیاهان دریافت کرد. کالوین به کمک کربن ۱۴ نشان داده بود که کربن دی اکسید در فرایند چرخه ای که در آن چندین آنزیم در کار اند تثبیت می‌شود .

 

پیتر میچل

 

در سال ۱۹۷۸ جایزه به پیتر میچل از آزمایشگاه ‌های پژوهشی گلین در انگلستان برای ارائه نظریه شیمی اسمز داده شد.

برابر این نظریه انتقال الکترون در کمپلکس های آنزیم های متصل به غشا هم در تنفس و هم در نور سنتز به جابجایی پروتون از این سو به آن سوی غشاها ارتباط دارد.

 

گرادیان الکتروشیمیایی ای که بدین سان پدید می‌آید برای پیش راندن سنتز ATP  آدنوزین تری فسفات مولکول انبارش انرژی در همه یاخته های زنده به کار می رود.

 

پال دی بویر و جان کی. واکر

 

پال دی بویر از UCLA  و جان کی. واکر از آزمایشگاه MRC در کمبریج با هم نیمی از جایزه سال 1997 را برای روشن سازی ساز و کار سنتز ATP دریافت کردند.

 

ینس سی. اسکو

 

نیمه دیگر این جایزه به ینس سی. اسکو از دانشگاه اورهوس برای کشف نخستین آنزیم یون بر داده شد. واکر ساختار بلوری ATP  سنتاز را تعیین کرده بود . این ساختار ساز و کاری را که پیشتر بویر عمدتاً بر پایه بررسی‌های ایزوتوپی پیشنهاد کرده بود تایید کرد.

 

لوییس اف.للوئیر

 

جایزه سال ۱۹۷۰ به لوییس اف.للوئیر از دانشگاه بوئنوس آیرس (برای کشف نوکلئوتید های قند و نقش آنها در زیست سنتز کربوهیدرات ها.) به ویژه زیست سنتز گلیکوژن اندوخته اصلی قند در جانوران و بسیاری از ریزاندامگان را روشن سازی کرده بود.

 

بی. انفینسن و استنفورد مور و ویلیام اچ.استاین

 

دو سال بعد برای کار بنیادی در شیمی پروتئین نیمی از جایزه را کریستین بی. انفینسن ازNIH   (موسسه ملی بهداشت) و نیم دیگر را استنفورد مور و ویلیام اچ.استاین هر دو از دانشگاه راکفلر با هم دریافت کردند.

انفینسن‏ با آنزیم ریبونوکلئاز نشان داده بود که اطلاعات درباره یک پروتئین که ساختار سه بعدی ویژه‌ای برای آن انگاشته شود. در توالی آمینو اسیدهای آن نهفته است. این کشف نقطه آغاز برای بررسی های ساز و کار تاخوردگی پروتئین یکی از مهم‌ترین گستره های پژوهش های زیست شناختی امروزی بود. مور و استاین پیآیند آمینو اسیدهای ریبونوکلئاز را تعیین کرده بودند.

اما جایزه را برای کشف ویژگی‌های بی هنجار گروه های عاملی در جایگاه فعال آنزیم که از تاخوردگی پروتئین نتیجه میشود گرفتند. طبیعی است که شماری از جوایز نوبل شیمی برای کار در زمینه نوکلئیک اسیدها داده شده است.

 

پال برگ و والتر گیلبرت و فردریک سنگر

 

در سال ۱۹۸۰ پال برگ از دانشگاه استنفورد نیمی از جایزه را برای بررسی هایش بر روی DNA باز آمیر یعنی مولکولی که بخش‌هایی از DNA گونه‌های متفاوت را در بر دارد دریافت کرد. نیم دیگر را والتر گیلبرت از دانشگاه هاروارد و فردریک سنگر با هم برای ابداع روش هایی برای تعیین توالی پایه نوکلئیک اسید ها گرفتند.

کار برگ پایه مهندسی ژنتیک را می‌سازد. آن به صنعت بزرگ زیست فناوری می‌انجامد. تعیین توالی های پایه گام‌های بنیادینی در فناوری DNA بازآمیزند. به همین سبب است که گیلبرت و سنگر در جایزه نوبل با برگ شریک شدند.

 

سیدنی آلتمان و توماس آر.چک

 

سیدنی آلتمان از دانشگاه ییل و توماس آر.چک از دانشگاه کلورادو با هم جایزه سال 1989 را برای کشف ویژگی های کاتالیز گری RNA گرفتند.

این کشف که نه تنها آنزیم‌ها، بلکه RNA نیز دارای ویژگی‌های کاتالیزگری است.این امر به اندیشه های تازه ای درباره خاستگاه حیات انجامیده است.

 

کری بی. مالیس و مایکل اسمیت

 

جایزه سال ۱۹۹۳ به کری بی. مالیس از دانشگاه لاهلا در کالیفرنیا و مایکل اسمیت از دانشگاه ونکوور داده شد. هر دو سهم بسیار مهمی در فناوری DNA داشتند.

مالیس راهکار PCR واکنش زنجیری پلیمراز را که همتاسازی میلیون‌ها باره از یک قطعه معین DNA در یک ماده ژنتیکی پیچیده را امکان پذیر می سازد ابداع کرد .کار اسمیت پایه برای جهش زایی جهت دار موضعی فراهم می‌سازد .

راهکاری که توسط آن می توان آمینو اسید معینی را در یک پروتئین تغییر داد.  بدین سان نقش کارکردی آن را روشن ساخت.

 

شیمی کاربردی(نوبل شیمی)

 

کارل بوش و فردریش برگیوس

 

اندک شماری از جوایز نوبل شیمی نیز برای پاسداشت مشارکت‌های عمده در بیرون از رشته‌های اصلی سنتی شیمی داده شده است. جایزه سال ۱۹۳۱ به کارل بوش و فردریش برگیوس هر دو از دانشگاه هایدلبرگ برای ابداع روشهای پرفشار شیمیایی داده شد.

بوش روش‌ هابر برای سنتز آمونیاک را اصلاح کرده بود. تا آن را برای کاربرد صنعتی مقیاس بزرگ مناسب گرداند.

برگیوس روش‌های پر فشار را برای تهیه نفت از راه هیدروژن دار کردن زغال سنگ به کار گرفت . بوش که برای شرکت بزرگ آی.جی.فاربن کار می‌کرد مانند برگیوس بعدا با یافتن کاتالیزگر خوبی برای فرآیند برگیوس روش کار را بهبود بخشید.

 

آرتتوری ایلماری ویرتانن

 

کار آرتتوری ایلماری ویرتانن از دانشگاه هلسینکی در شیمی کشاورزی و خوراکی به دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۴۵ انجامید.

در جایزه نامه او به ویژه بر ابداع روش AIV که با حرف های آغازین نام ابداع کننده اش نامگذاری شده بود شده است تاکید شد. ویرتانن نخست با هدف فرآوری رستنی های پربار از پروتئین به بررسی های زیست شیمیایی تثبیت نیتروژن توسط گیاهان پرداخته بود.

آنگاه پی برد که می‌توان علوفه را به کمک آمیزه‌ای از سولفوریک اسید و نیتریک اسید نگهداری کرد.

 

پاول کروتزن

 

کار بنیادین در شیمی جو و زیست بوم در سال ۱۹۹۵ جایزه نوبل را برای پاول کروتزن از هلند به ارمغان آورد. او در دانشگاه استکهلم و سپس در پژوهشگاه ماکس پلانک و ماینز کار می کرد. ماریو مولینا از موسسه فناوری ماساچوست و اف.شروود رولند از دانشگاه ایروین در کالیفرنیا پاس داشته شدند.

این سه پژوهشگر فرآیندهای شیمیایی را که به تشکیل و تجزیه اوزون در جو می انجامند به تفصیل بررسی کرده اند. آنان به ویژه نشان داده‌اند که لایه اوزون جوی نسبت به ماده‌های شیمیایی گسیلی تولید شده توسط فعالیت آدمی بسیار حساس است. این کشف ها به قانونگذاری بین‌المللی در این باره رهنمون گشته است.

 

نکته های پایانی نوبل شیمی

 

سده نخست جایزه نوبل شیمی تصویر دلنشینی از گسترش شیمی نوین به دست میدهد. جایزه‌ها سراسر گستره دانش های شیمیایی پایه از شیمی نظری تا زیست‌شناسی و نیز مشارکت‌های عمده در شیمی کاربردی را پوشش می دهند.

از دیدگاهی کمی شیمی آلی با دست کم بیست و پنج جایزه چیرگی دارد. این امر شگفت آور نیست .زیرا خاصیت ‌های ویژه ظرفیت کربن به گوناگونی تقریباً بی نهایتی در ساختار ترکیبات عالی می‌انجامد.

همچنین شمار زیادی از جوایز شیمی آلی برای جستارهایی در شیمی ترکیبات طبیعی با پیچیدگی فزاینده داده شده است. از این رو در مرز زیست‌شیمی جای دارند. ۱۱ جایزه برای کشف های زیست شیمیایی داده شده است.

 

جوایز نوبل شیمی

 

نخستین جایزه برای زیست‌شیمی در سال ۱۹۰۷ به بوخنر داده شد. تنها سه جایزه در این زمینه در نیمه نخست سده بود. این نمایانگر رشد پرشتاب زیست شیمی در دهه های اخیر است. هشت جایزه در سال های ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۷ در سوی دیگر گستره شیمی، شیمی فیزیک که ترمودینامیک شیمیایی و سینتیک شیمیایی را نیز در بر می‌گیرد با ۱۴ جایزه چیرگی دارد. اما شش جایزه نیز در شیمی نظری داده شده است.

ساختار شیمیایی زمینه گسترده دیگری است. از ۲۸ جایزه که دربردارنده جوایزی است که برای ساخت و فرآوری روش شناختی و همچنین برای تعیین ساختار مولکول ها یا کمپلکس های مولکولی بزرگ زیست‌شناختی داده شده است. شیمی صنعتی نخستین بار در سال ۱۹۳۱ با جایزه برگیوس و بوش پاس داشته شد.

اما بسیاری از جوایز همین اواخر برای مشارکت های عمده بنیادین برای نمونه در صنعت بسپار نیز به زمینه کاربردهای صنعتی نزدیک اند. دانشوری مسئولیتی کاملاً بین‌المللی است. اما چیرگی کشورهای غربی در پهنه نوبل بسیار چشمگیر است.

 

آمار جایزه نوبل شیمی

 

۴۹ دانشمند از ایالات متحده جایزه نوبل شیمی گرفته اند. اما بیشتر آنها پس از جنگ جهانی دوم جایزه بردند. نخستین جایزه به دانشمندی از ایالات متحده در سال ۱۹۱۵ داده شد.

جایزه سال ۱۹۱۴ به ریچاردز و تنها ۲ امریکایی دیگر پیش از سال ۱۹۴۶ جایزه بردند. لانگموییر در سال ۱۹۳۲ و یوری در سال ۱۹۳۴ شیمیدانان آلمانی با ۲۶ برنده جایزه نوبل دومی گروه پر جایزه اند. اما ۱۴ تن از آنها پیش از سال ۱۹۴۵ جایزه گرفتند.

از میان ۲۵ پژوهشگر بریتانیایی برنده نوبل ۱۹ تن در نیمه دوم سده جایزه گرفتند. فرانسه هفت برنده جایزه نوبل در شیمی دارد. سوئد و سوئیس هر یک ۵ برنده و هلند و کانادا هر یک ۳ برنده دارند. هر یک از کشورهای زیر نیز یک برنده داشته اند.

آرژانتین، اتریش، ایتالیا، بلژیک، چک اسلواکی سابق، دانمارک، روسیه، فنلاند و نروژ. با سنجش روند جوایز نوبل شیمی در سده بیستم  گمان می‌رود که در سده 21 شیمی نظری و محاسبه که به کمک گسترش فناوری رایانه ای بسیار شکوفا خواهد شد.

شاید بررسی سامانه های زیست شناختی بیش از پیش گسترده شود. از درشت مولکول ها تنها فراتر رفته به سامانه‌های بزرگ برهمکنشی برای نمونه در پیام رسانی شیمیایی و در کارکرد عصبی از جمله مغز بپردازد. باید امیدوار بود که در سده نو شمار بیشتری از کشورها برنده جایزه نوبل داشته باشند.

مواد اولیه آرایشی بهداشتی

the nobel prize in chemistry : the development of modern chemistry

Bo g. malmstrom and bertil andersson

Nobel Prize

مراجع

westgren, A.,nobel-the man and his prizes, ed.odelberg,w.(Elsevier,new york,1972) ,pp.279-385.

kormos barkan , D., walther nernst and the transition in modern physical science ,Cambridge University press ,1999

Rife , P., lise meitner and the drawn of the nuclear age, Birkhauser,1999.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اطلاعات تماس


ساعات کاری


شنبه
8:00 تا 16:00
یک شنبه
8:00 تا 16:00
دو شنبه
8:00 تا 16:00
سه شنبه
8:00 تا 16:00
چهار شنبه
8:00 تا 16:00
پنج شنبه
8:00 تا 14:00
جمعه
تعطیل